عبادت زینب (س)

فارسية

اگر همه اهل بیت عصمت و طهارت (علیه السلام) را زینب عبادت بنامیم، اغراق نکرده ایم؛ زیرا به راستی، بهترین لحظات زندگی آنان موقعی بود که با یگانه معبود خود خلوت می کردند. سروش و زمزمۀ عارفانۀ آن ها ترسیم بهترین نوع رابطۀ بنده با خدا بود و آهنگ دلپذیر و روح نواز آن تفسیر معمای هستی و مستی انسان بوده است.

و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون (جن و انس را خلق نکردم، مگر برای عبادت کردن خودم).

نگرش ائمه طاهرین (علیه السلام) به نماز، صرفاً ادای تکلیف شرعی نبود؛ بلکه نماز، نیاز و تمنای همیشگی آنان بوده است. لذیذا معنوی و جذابیت معشوق آن چنان بر آنان غلبه می کرد که هیچ گاه از عبادت و ریاضت به درگاه احدیت احساس بی نیازی نمی کردند؛ تا جایی که در اخبار آمده است که اگر توان و قوت جسمانی خود را از دست می دادند، کشش و میل آن ها به خدا بیشتر می شد. پیامبر اکرم(علیه السلام) آن چنان به عبادت علاقه مند بودند که در سخت ترین وضعیت جسمی حاضر نمی شدند از عبادت و راز و نیاز دست بردارند. از این رو بود که این آیه در شأن ایشان نازل شد: طه ما انزلنا علیک القرآن لتشقی(پیامبر! ما قرآن را نازل نکردیم برای اینکه خودت را به مشقت بیندازی)

همچنین حضرت علی (علیه السلام) نیز در نماز آن گونه محو جمال یار می شد که خود را فراموش می کردند؛ بدین سبب، هنگامی که پاره ای از نیزه در یکی از جنگ ها، به پای مبارکشان فرو می رود، رسول اکرم (علیه السلام) می فرماید: ((وقتی که علی در نماز است، نیزه را از پایش بیرون بکشید)) یعنی علی (علیه السلام) در نماز، خویشتن را نمی بیند؛

همچنین حضرت زهرا (علیه السلام) نیز از کثرت عبادت، پاهای مبارکشان متورم شده بود؛ اما ضعف جسم و زردی رخسار ایشان را نه تنها از عبادت بازنداشته؛ بلکه حتی بر شوق طلب و ذوق دیدارشان می افزودند. اگر همۀ مصائب دنیا همچون پاره های آتش بر سر فاطمه (علیه السلام) می بارید، به قطع، در برابر آتش فراق محبوب، برای او همچون قطره های باران باطراوت رخ می نمود. اصولاً حدی را نمی توان برای درد و سوز فراق تصور کرد. تنها عاشق قابل تحمل است، جز سوز فراق که او را بی تاب و کم حوصله می کند؛ به خصوص نماز وعده گاهی است که این بی تابی و درد جان سوز را چندین برابر می کند.

به هر حال، زینب کبری (علیه السلام) در خانواده ای پرورش یافت که عبادت به عنوان جوهر و زینب حیات در آن مطرح بود. در فضای ملکوتی و سرایی باصفا و نورانی، شخصیت زینب (علیه السلام) به گونه ای شکل گرفت که در هر بُعدش، فضایل و کمالات جد عزیز و والدین بزرگوارشان نمایان بود.

حضرت زینب (علیه السلام) آیینۀ تمام نمایی بودند که هر کس در ایشان نظر می افکند، عظمت خاندان عصمت را به نظاره می نشست. آن گونه به نماز می ایستادند که در خاطره ها زنده می کردند؛ همچنین، در شب زنده داری و ذکردائم و سجده های طولانی، با برادران خویش، امام حسن (علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) هم آغوش بود؛ به گونه ای که امام حسین (علیه السلام) در آخرین وداع خود فرمود: "خواهرم، در نماز شب، مرا فراموش مکن."

آری، زینب (علیه السلام) است که لذت زندگی را در عیش جاودانی ذکر خدا می داند. در منطق او، حیات بدون ذکر خدا از صدها بار مردن بدتر است. انوار آسمانی آن چنان در ذات او فروزان شده که تاریکی های آلام و اندوه های دنیا را در نظرش روشن و زیبا جلوه می دهد و شوق عبادت، غم ها و مصیبت ها را در کام او به شربتس گوارا مبدل ساخته است.

 

 

منبع: زینب کبری(سلام الله علیها) پیام آور عاشورا

دسته بندی: 

التعليقات

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.