روایت زندگی خادم حرم عبدالعظیم حسنی که مدافع حرم شد

فارسی

 

شیدا فرهادی، مادر شهید مدافع حرم مهدی حیدری، در گفت و گو با خبرنگار سایت زنان شهید در خصوص دوران کودکی این شهید گفت: مهدی در دوران کودکی بچه آرامی

 

بود و علاقه مند به مسائل دینی ، بعد از گذراندن دوارن نوجوانی، خادم حرم عبدالعظیم حسنی شد، هیچ وقت استراحت نداشت، همیشه دنبال کارهای خیر بود، در طول

 

مسیر ورامین تا محل کارش در تهران از شدت خستگی به خواب فرو می رفت، به من می گفت: " مادر دعا کن که قطره خونی از من جز در راه خدا و اهل بیت (ع) ریخته

 

نشود. 5 ماه از سال را روزه می گرفت و سر سفره افطار دعایش شهادت بود، همیشه در تشیع پیکر شهدا شرکت می کرد.

 

وی ادامه می دهد: جای خالی مهدی همیشه درخانه خصوصاً ماه رمضان امسال که در کنار ما نبود حس می شد، مهدی یک روز از محل کارش تماس گرفت و گفت: مادر

 

حلالم کنید تصمیم دارم به سفری زیارتی می روم، گفتم جان مادر به کربلا می روی! خدا پشت و پناهت باشد، بعد از ظهر وداع دلم شور می زد که چرا نگرانم! لحظه

 

.خداحافظی کل پله ها را یکی کردم تا خود را سریع تر به او برسانم بوسیدمش و با لبخندی که بر روی لب داشت سوار ماشین شد و رفت

 

مادر شهید مدافع حرم می گوید، 9 روز از فرزندم بی خبر بودم: یک شب خیلی نگران بودم 9 روز شده چرا از مهدی خبری نیست، خواب ع

 

جیبی دیدم یک بیابان پر از درخت های سوخته، دیدم درختان را قطع می کردند و روی هم قرار می دادند و آتش می زدند، صبح که از خواب بیدار شدم می دانستم که خبر

 

بدی را می شنوم، همان روز خبر شهادت مهدی را به ما دادند، ، از برادرش خواسته بودم که وقتی مهدی برمی گردد بنرزیبایی طراحی کند و در محل نصب کند، نمی دانستم

 

.پیش حضرت زینب (س) می رود، بجای یک بنر همه جا  بنرهای شهادت پسرم را نصب کرده بودند

 

فرهادی در پاسخ به سؤالی مبنی بر چگونگی شهادت فرزندش می گوید: در منطقه خان طومان درگیری که بین بچه های ما با تروریست ها اتفاق افتاده بود به سر مهدی

 

تیری اصابت می کند، اما فرمانده و بچه های ما نمی توانستند به محل نزدیک شوند و شاهد این بودند که 12 ساعت مهدی در آنجا روی زمین افتاده بود، 5 ماه طول کشید تا

 

.توانستند پیکر او را از آن منطقه خارج کنند

 

این مادر شهید با اشاره به اینکه در آن روزهای بیخبری ساعت و لحظات سختی را گذرانده است می گوید: خیلی ناراحت بودم روزه می گرفتم از خود خانم حضرت زینب

 

(س) می خواستم که هر چیزی که از فرزندم باقی مانده است برگردد، خدا روشکر 4 روز بعد از دعاهای مکررم، پیکرش به کشور بازگشت، بدن فرزندم سالم اما سر و دست و

 

.پا نداشت من خوشحال بودم که پیکرش بازگشته است، چون فرزندم را در راه دفاع اسلام و حریم اهل بیت (ع) تقدیم کرده ام

 

.از شهید فرزندی 5 ساله به نام محمد مهدی به یادگار مانده است

دسته بندی: 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.